پنجره های مطالب

پنجره های بایگانی

This module shows a list of the calendar months containing archived articles. After you have changed the status of an article to archived, this list will be automatically generated. Help

پنجره آخرین اخبار

This module shows a list of the most recently published and current Articles. Some that are shown may have expired even though they are the most recent. Help

اخبار داغ

Displays a set number of articles from a category based on date or random selection. Help

  • در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در تاکسی مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه شده است.

    1- با تاکسی به فرودگاه رفتم.

    I took / got a cab to the airport.


    2- معمولاً با تاکسی به فرودگاه می روم. هرگز با ماشین خودم نمی روم.

    I usually go to the airport by taxi. I never go in my car.


    3- چقدر طول می کشد ما را از اینجا به فرودگاه ببرید؟

    How long does it take to take us from here to the airport?


    4- با تاکسی فقط پنج دقیقه راه است.

    It’s only a five-minute taxi-ride away.


    5- از فرودگاه تا دانشگاه با تاکسی حدوداً بیست دقیقه طول می کشد.

    A taxi journey from the airport to the university takes about twenty minutes.


    6- باید یک تاکسی تلفنی برایش بگیریم. آخر شب است.

    We should call him a cab. It’s late at night.


    7- می خواهی زنگ بزنم تاکسی بیاید؟

    Would you like me to phone for taxi?


    8- من جلو می نشینم.

    I will sit in the front.


    9- یک ربع است که دارم برای تاکسی دست تکان می دهم. اما هیچ کدام از آنها نمی ایستد.

    I have been hailing cabs since fifteen minutes ago. None of them stops.


    10- برایت تاکسی بگیرم؟

    Shall I call/ order/ hail a taxi for you?


    11- بیا با تاکسی به خانه برگردیم.

    Let’s take a taxi back home.


    12- آیا این نزدیکیها ایستگاه تاکسی هست؟

    Is there a taxi rank/ cab stand nearby?


    13- او خسیس تر از آن است که بخواهد تاکسی بگیرد.

    She’s too cheap/ mean to take a cab.


    14- شرکت برای شما یک تاکسی در فرودگاه آماده خواهد کرد.

    The company will arrange for a taxi to meet you at the airport.


    15- هر شش تامون به زور توی یک تاکسی سوار شدیم.

    All six of us bundled into a taxi.


    16- ما همگی پریدیم توی یک تاکسی.

    We all jumped in a taxi.


    17- تعارف کردم کرایه تاکسی را بدهم.

    I offered to pay the fare of the taxi.


    18- او بر سر کرایه تاکسی با راننده مشاجره کرد.

    He got into a dispute over the taxi fare.


    19- به دلایلی که حالا یادم نمی آید، مجبور شدیم تاکسی بگیریم.

    For some reason which escapes me, we had to take a taxi.


    20- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.

    Some taxi drivers charge extortionate rates.


    21- ما بزرگترین ناوگان تاکسی رانی کشور را داریم.

    We have the largest fleet of taxies in the state.


    22- عجله کن! تاکسی بیرون مقابل در ایستاده.

    Hurry up! The taxi is out front.


    23- بار سفرم زیادست، بنابراین مجبورم تاکسی بگیرم.

    I am loaded down with bags, so I have to take a taxi.


    24- بیا یک تاکسی بگیریم و فکر پولش نکنیم!

    Let’s take a taxi and blow the expense!


    25- آخه واسه چی داری بوق می زنی؟

    Why on earth are you tooting/ honking your horn?


    26- کجا می روید آقا؟

    Where to, sir?


    27- می خواهم به این آدرس بروم.

    I want to go to this address.


    28- کرایه چقدر است؟

    How much is the fare?


    29- میشه بگویید کرایه تا هتل تقریباً چقدر میشه؟

    Can you tell me roughly how much the fare will be to the hotel?


    30- من بیش از دو دلار نمی دهم.

    I won’t pay more than two dollars.


    31- سوار شو.

    Hop in.


    32- ممکنه تاکسی متر را ببینم؟

    May I see the taximeter?


    33- راننده تاکسی از هتل پورسانت می گیرد.

    The taxi driver gets a rake- off from the hotel.


    34- تو خیابان تاکسی زیاد نیست.

    There are few taxies in the street.


    35- آیا فکر می کنی دلیلش سهمیه بندی بنزین است؟

    Do you think it’s because gas has been rationed?


    36- من با سهمیه بندی موافقم چرا که این کار سبب صرفه جویی در مصرف انرژی می شود.

    I am in favor of rationing, because we can save energy this way.


    37- دولت در صدد کنترل مصرف سوخت است.

    The government is trying to rein in fuel consumption.


    38- به خودروهای شخصی روزانه 5/3 لیتر بنزین یارانه ای و به خودروهای دولتی 10 لیتر داده می شود.

    Private cars are allowed 3.5 liters of subsidized petrol per day, state-owned vehicles 10 liters.


    39- سهمیه وسائط حمل و نق عمومی بیشتر است.

    Public transportation vehicles have a higher quota.


    40- باید مراقب باشی کارت هوشمند سوخت را گم نکنی چون صدور مجدد آن زمان می برد.

    You should be careful not to lose your fuel smart card, because reissuing take time.


    41- سعی می کنم در مصرف سوخت صرفه جویی کنم.

    I try to economize on fuel.


    42- اشکالی ندارد شما کرایه تاکسی را پرداخت کنید؟

    Would you mind paying the taxi driver?


    43- مثل اینکه کرایه تاکسی ها را باید من بدهم.

    Sounds like I have to pay for the taxies.


    44- دست از خسیس بازی بردار.

    Stop being such a close- fisted man.

  • در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در بانک مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه شده است.

    1- نزدیکترین شعبه بانک صادرات کجاست؟

    Where is the nearest branch of Saderat Bank?


    2- شما کارمند این بانک هستید؟

    Are you bank clerk here?


    3- لطفا به صندوقداری که آنجاست مراجعه کنید.

    Please go to the cashier over there.


    4- الان پشت باجه خیلی شلوغ است.

    There are many people at the counter now.


    5- من بانک صادرات حساب دارم.

    I bank with Saderat.


    6- من مشتری این بانک هستم.

    I am a client of this bank.


    7- می توانم کمکتان کنم؟

    May I help you?


    8-مایلم در بانک شما حساب باز کنم.

    I would like to open an account with your bank.


    9- چه حسابی باز می کنید؟ پس انداز یا جاری؟

    What kind of account would you like to open? a saving account or a checking account?


    10- می توانم یک حساب مشترک باز کنم؟

    Can I open a joint account?


    11- آیا پول به حساب واریز می کنید یا برداشت می کنید؟

    Do you wish to deposit or withdraw money?


    12- لطفاً فیش پرداخت را پر کنید.

    Fill out the deposit slip, please.


    13- میشه لطفا موجودی مرا بگویید؟

    Could you tell me what my balance is, please?


    14- دیروز 500 دلار به حسابت ریختم.

    I paid 500 dollars into your account yesterday.


    15- دفترچه تان لطفا.

    Give me your passbook/ bankbook, please.


    16- می خواهم دویست دلار از حسابم برداشت کنم.

    I would like to withdraw 200 dollars.


    17- حسابم در این بانک خوب کار می کند.

    I have a good credit with this bank.


    18- می توانم گزارش حسابم را ببینم؟

    May I see a statement of my account?


    19- شما بیش از موجودی خود برداشت کرده اید.

    You are overdrawn.


    20- کجا می توانم این چک را نقد کنم؟

    Where can I cash this check?


    21- این چک در وجه حامل است.

    This check is payable to the bearer.


    22- چندی می خواهید؟

    How do you want the money?


    23- لطفا پنجاه دلاری بهم بدین.

    Please give me fifties.


    24- چک من هیچ وقت برگشت نخورده است.

    My check has never bounced.


    25- هیچ وقت تا حالا چک بی محل کشیدی؟

    Have you ever drawn a bad cheek?


    26- این چک سفید امضا مال شماست؟

    Is this blank cheek yours?


    27- رقم را به حروف هم بنویسید.

    Write the amount out in words, too.


    28- نرخ سود اینجا چقدر است؟

    What’s the rate of interest here?


    29- هفت و نیم درصد.

    Seven and a half percent.


    30- نرخ برابری ارز چقدر است؟

    What’s the exchange rate?


    31- این چک های مسافرتی پشت نویسی هم می خواهد؟

    Do I need to endorse these traveler’s checks?


    32- نه فقط این یکی را پشت نویسی کنید و پشت بقیه هم فقط یک امضا بزنید.

    No, endorse this one and just sign your name on the back of the other ones.


    33- خانه ما در رهن بانک است.

    Our house is mortgaged to the bank.


    34- بانک به شما وام خواهد داد.

    The bank will give/grant you a loan.


    35- بانک برای وام های جدید شرایط سختی گذاشته است.

    The bank has set strict conditions for new loans.


    36- هنوز دارم قسط های وامم را می دهم.

    I am still paying off my loan.


    37- برای باز پرداخت این وام مهلت بیشتری می خواهم.

    I need more time to pay back this loan.



    دستگاه خود پرداز:ATM                          

    چک کشیدن:draw a check



    معاملات بانکی: bank transaction           

    برات:bill of exchange

    چک سفید امضاء:blank check                 

    حساب را مسدود کردن:block an account

    چک برگشتی:bounced check               

    چک تضمینی:certified check

    دسته چک:check book                         

    وصول چک:check clearing

    ته چک: check stub                              

    چک در وجه: check to the order of

    چک بی محل:dud/ bad check               

    حواله بانکی:draft

    پشت نویسی کردن:endorse a check      

    وام خرید مسکن:housing procurement loan

    وام قرض الحسنه: interest-free loan       

    حساب مشترک:joint account

    وام بلند مدت: long-term loan                

    چک مدت دار:post-dated check

    سفته: promissory note                        

    وام را تمدید کردن:renew a loan

    چک تاریخ گذشته: stale check


    1. What’s up?

    چه خبره؟


    There are lots of rumors about you and Jennifer. What’s up?

    شایعات زیادی در مورد تو و جنیفر هست. چه خبره؟

    2. What’s new?

    تازه چه خبر؟ (چه خبرا)


    Ok, old buddy. What’s new?

    خوب رفیق قدیمی، چه خبرا؟

    3. What’s bring you here?

    چه عجب از این طرفا؟ شما کجا اینجا کجا؟


    Hello. What a surprise? What brings you here?

    سلام. چه سورپرایزی؟ چه عجب از این طرفا؟

    4. Long time, no see.

    خیلی وقته همدیگر را ندیده ایم. (پارسال دوست امسال آشنا)


    Hi, Joe. Long time, no see. I haven’t seen you in ages.

    سلام، جو. پارسال دوست، امسال آشنا. خیلی وقته ندیدمت

    5. Take a nap

    چرت زدن


    I usually take a nap after lunch.

    معمولا بعد از ناهار یه چرتی می زنم.

    6. No sweat (No problem)

    مشکلی نیست. نگران نباش


    Of course you can use my car. No sweat.

    البته که می تونی از ماشین من استفاده کنی. مشکلی نیست.

    7. Knock on wood.

    بزن به تخته، بزنم به تخته


    You haven’t changed a bit after so many years, knock on wood!

    بعد از این همه سال اصلا عوض نشدی، بزنم به تخته!

    8. Suit yourself.

    راحت باش، هر طور که راحتی


    If you don’t want to come with me, it’s ok. Suit yourself.

    اگر نمی خواهی با من بیایی، اشکالی نداره. راحت باش.

    9. Nice job! / Good work!

    کارت خوب بود، خسته نباشی، دستت درد نکنه


    I really enjoyed your class. Nice job!

    واقعا از کلاستان لذت بردم. خسته نباشید.

    10. Never mind!

    بیخیال، ولش کن


    A: I’m sorry you failed you exam.

    B: Never mind

    متأسفم در امتحان رد شدی


    11. Dig in!

    بزن تو رگ، بزن به بدن


    Ok. Dinner’s ready. Dig in!

    خوب شام حاضره، بزن تو رگ.

    12. It sucks.

    بیخوده، به درد نمیخوره


    I can’t eat this sandwich. It sucks.

    نمی تونم این ساندویچ را بخورم. بیخوده

    13. Don’t give me that!

    این حرفا سرم نمیشه، واسه من دروغ سرهم نکن


    Don’t give me that! I wasn’t born yesterday.

    واسه من دروغ سرهم نکن. من بچه نیستم.

    14. He doesn’t give a damn about it.

    عین خیالش نیست.


    He’s failed the exam again but he doesn’t give a damn about it?

    امتحان را دوباره رد شده ولی عین خیالش نیست.

    15. Step on it.

    بجنب، یالا، گاز بده، زودتر


    I want you to send all these emails, and step on it.

    میخوام همه این ایمیلها را بفرستی، بجنب!

    16. Or else

    والا، وگرنه


    Go away or else I’ll call the cops.

    برو پی کارت والا پلیس را خبر می کنم.

    17. Take it easy!

    سخت نگیر!


    Take it easy, pal. It’s no big deal.

    سخت نگیر رفیق. چیز مهمی نیست.

    18. No big deal

    مسئله مهمی نیست، خیالی نیست، مشکلی نیست


    A: I’m sorry. I bumped into your car

    B: It’s just a scratch. No big deal.

    ببخشید. زدم به ماشینت

    فقط یک خراشه. چیز مهمی نیست.

    19. So much the better.

    چه بهتر


    A: John said he can’t come with us.

    B: So much the better.

    جان گفت نمی تواند با ما بیاید.

    چه بهتر

    20. over my dead body.

    مگر از روی جنازه (نعش) من رد شوی


    A: we’ve all decided to sell this house to a developer.

    B: Over my dead body.

    ما همگی تصمیم گرفته ایم این خانه را به یک بساز بفروش، بفروشیم

    مگر از روی نعش من رد شوید.

    21. Knock it off! / Cut it out!

    بسه دیگه، حرف نزن دیگه، دهنتو ببند.


    Knock it off! I can’t take it anymore.

    بسه دیگه. بیش از این تحملش را ندارم.

    22. just in case / to be on the safe side

    محض احتیاط


    Take an umbrella with you, just in case

    با خودت یک چتر بردار، محض احتیاط.

    23. Out of the question

    غیر ممکنه


    The bill is on me. I won’t let you pay. It’s out of the question.

    صورتحساب پای منه. نمی ذارم تو پول بدی. غیر ممکنه

    24. Act your age.

    مطابق سنت رفتار کن


    You’re not a kid anymore. Act your age.

    تو دیگه بچه نیستی، مطابق سنت رفتار کن

    25. Mind your own business!

    سرت به کار خودت باشه!


    Hey, busybody, mind your own business.

    آهای فضول، سرت به کار خودت باشه.

    26. Why don’t you go about your business?

    چرا نمیری پی کارت؟


    We don’t need you here. Why don’t you go about your business?

    اینجا به تو احتیاجی نداریم. چرا نمیری پی کارت؟

    27. A pack of lies

    یه مشت دروغ


    Cut it out! I don’t believe you. You’re giving me a pack of lies

    بسه دیگه! حرفاتو باور نمی کنم. داری یه مشت دروغ تحویل من میدی.

    28. Hit the sack / hay



    I can’t stay up anymore. I’m gonna hit the sack.

    دیگه نمی تونم بیدار بمونم. میخوام برم بخوابم.

    29. (It’s a) deal.

    قبوله، باشه، موافقم.


    A: Ok. You go your way and I’ll go mine. Deal?

    باشه، تو راه خودته برو منم راه خودمو میرم. قبوله؟

    30. Get off my back!

    دست از سرم بردار، راحتم بزار، اینقدر گیر نده


    Stop picking on me. Get off my back!

    اینقدر به من گیر نده، دست از سرم بردار!

    31. Believe it or not

    باور کنی یا نه، باور بشه یا نشه


    Believe it or not, you’re the only guy I trust.

    باور بشه یا نه، تو تنها آدمی هستی که بهش اعتماد دارم.

    32. Kick the bucket

    غزل خداحافظی را خواندن، مردن


    I wanna see the world before I kick the bucket.

    دلم می خواد قبل از آنکه غزل خداحافظی را بخونم دنیا را ببینم.

    33. Have a sweet tooth

    شیرینی خور بودن، به شیرینی علاقه داشتن


    I have a sweet tooth. I can’t help eating candy.

    من شیرینی خورم. نمی توانم جلوی شیرینی خوردنم را بگیرم.

    34. Dressed to kill

    خیلی شیک کردن، (لباس هایت منو کشته)


    You’re dressed to kill. Where are you going?

    خیلی شیک کردی. کجا می خوای بری؟

    35. Hate sb’s guts

    چشم دیدن کسی را نداشتن، خیلی متنفر بودن


    I know why she didn’t invite me. She hates my guts.

    می دانم چرا مرا دعوت نکرد. چشم دیدنم را نداره

    36. Pet hate

    چیزی که از آن متنفریم


    My pet hate is having to stand in line.

    چیزی که ازش متنفرم اینه که مجبور بشم تو صف بایستم.

    37. Kick sb out

    اخراج کردن، با لگد بیرون انداختن


    If I’m late for work one more time, my boss will kick me out.

    اگر یه دفعه دیگه دیر سر کارم برم، رئیسم با لگد بیرونم می کنه.

    38. Get a move on!

    بجنب، تکون بخور


    We can’t wait all day for you. Get a move on!

    نمی تونیم کل روز را منتظر باشیم. تکون بخور.

    39. Get busy!

    شروع به کار کردن


    Let’s get busy and paint the apartment.

    بیا شروع کنیم به کار و آپارتمان را رنگ کنیم.

    40. Easy does it!

    یواش، احتیاط کن


    Be careful with that glass vase. Easy does it!

    مواظب آن گلدان بلور باش. احتیاط کن!

  • در این پست جملات اساسی که در بازی و گزارش فوتبال به کار می رود، در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.


    1- امشب تمرین فوتبال دارم.

    I have soccer practice tonight.


    2- فوتبالیست ها در حال حاضر در زمین فوتبال هستند.

    The footballers are in the football pitch/ soccer field now.


    3- بیا امروز بریم ورزشگاه آزادی. امیدوارم بتوانیم یک صندلی در جایگاه اصلی بگیریم.

    Let’s go to Azadi Stadium today. I hope we can get a seat in the main stand.


    4- علی کریمی فوتبالیست مورد علاقه من است.

    Ali Karimi is my favorite footballer / football player.


    5- تیم مورد علاقه تو چیست؟

    What’s your favorite team?


    6- در حال حاضر مربی تیم پرسپولیس کیست؟

    Who is the coach of Persepolis now?


    7- داور سوت زد. (در سوت دمید)

    The referee blew the whistle.


    8- مسابقه امروز را چه کسی داوری می کند؟

    Who is refereeing today’s match?


    9- آیا هیچکدام از داوران کناری را میشناسی؟

    Do you know any of the linesmen?


    10- طرفداران تیم شما خیلی پرخاشگرند.

    The fans (supporters) of your team are so violent.


    11- دروازه بان بازی روز شنبه کیست؟

    Who will be in goal in the game on Saturday?


    12- می تونی نتیجه این بازی را پیش بینی کنی؟

    Can you predict the result of this match?


    13- بازی خانه / خارج از خانه هفته آینده خواهد بود.

    The home match / away match will be next week.


    14- بازی کی شروع میشه؟

    When is the kick off?


    15- داور می خواهد شیر یا خط کند. امیدوارم شانس با تیم ما باشه.

    The referee has to toss a coin. I hope our team wins the toss.


    16- نیمه اول پنج دقیقه دیگر تمام می شود.

    The first half will finish in five minutes.


    17- کریمی گل زد.

    Karimi scored a goal.


    18- توپ به تیرک دروازه برخورد کرد.

    The ball hit the goalpost.


    19- کریمی مرتب به سمت دروازه شوت می زند.

    Karimi keeps taking a shot at the goal.


    20- او ضربه محکمی به توپ زد.

    He give the ball a hard kick.


    21- دیدی چقدر محکم به توپ ضربه زد؟

    Did you see how hard he kicked the ball at the goal?


    22- علی دایی با سر خیلی خوب گل می زند.

    Ali Daee is very good at heading the ball into the net.


    23- باید ضربه سر او را می دیدی؟

    You should have seen his header.


    24- مشکل این بازیکن این است که سریع پاس نمی دهد.

    The problem with this player is that he does not make a quick pass.


    25- اون اصلا بلد نیست تکل کنه.

    He doesn’t know how to make a tackle at all.


    26- تاحالا علی دایی چند گل برای تیم ملی زده است؟

    How many goals has Daee scored for the national team so far?


    27- نتیچه چند چند است؟ یک- هیچ

    What’s the score? One-Nil.


    28- باید منتظر گل تساوی باشیم.

    We have to wait for an equalizer.


    29- رحمتی توپ را عالی گرفت.

    Rahmati made a grate save.


    30- چرا به دروازه تیم مقابل حمله نمی کنند؟

    Why don’t they attack the other team’s goal.


    31- دفاع تیم شما خیلی ضعیف است.

    Your team has very poor defense.


    32- بازیکنان میانی / مهاجمین خوب بازی نکردند.

    The midfield players / strikers did not play well.


    33- اونی که در خط دفاع / خط میانی / خط حمله بازی می کنه کیست؟

    Who is that guy playing in defense/ midfield/ attack?


    34- بازیکنان تیم شما مرتب خطا می کنند.

    Your team players keep committing fouls.


    35- این یک خطای عمد بود. فکر کنم داور می خواد اخراجش کنه.

    This was a deliberate foul. I guess the referee wants to send him off.


    36- ایران یه ضربه آزاد بدست آورد.

    Iran is awarded a free kick.


    37- چه کسی پنالتی را خواهد زد.

    Who will take the penalty?


    38- در منطقه جریمه خطا کرد.

    The committed a foul in penalty area.


    39- آفساید بود.

    It was offside.


    40- فصل جدید فوتبال کی آغاز می شه؟

    When will the new football season start?


    41- فکر نکنم این تیم به صدر جدول لیگ بیاد.

    I don’t think this team will come to the top of the league.


    42- الآن در وقت اضافه هستیم.

    We are into extra time now.


    43- چرا مربی داره کریمی رو تعویض می کنه؟ به جاش کی میاد؟

    Why is the coach substituting Karimi? Who is coming on instead?


    44- تیم فوتبال ایران در رده بندی جهانی در رتبه سی ام قرار دارد.

    Iran’s soccer team is ranked 30 in the world.


    45- بکهام پرتاب اوت را انجام خواهد داد.

    Beckham will take the throw in.


    46- ضربه باید از نو زده بشه.

    The kick has to be retaken.


    47- سعی می کرد حریفش رو دریبل کنه.

    He was trying to dribble the ball past his opponent.


    48- او در خط حمله بازی می کنه.

    He plays in the forward position / He plays upfront.


    49- فکر کنم تعویض های بیشتری انجام بده.

    I think he will make more substitutions.


    50- آنها با زدن یک گل به خود، مساوی کردند.

    They equalized through an own goal.

  • در این پست اصلاحات و جملات ر ایج انگلیسی، که در جواهر فروشی مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه شده است.



    1- یک زرگر خوب سراغ داری؟

    Do you know a good goldsmith?


    2- این نزدیکی ها جواهر فروشی هست؟

    Is there a jeweler’s nearby?


    3- می خواهم یک جفت گوشواره الماس بخرم.

    I ‘like to buy a pair of diamond earrings.


    4- یک حلقه ازدواج طلای ساده می خواهم.

    I’d like to buy an engagement ring.


    5- ممکنه لطفاً آن انگشتر را ببینم؟

    Can I see that ring, please?


    6- ممکنه آن النگو را ببینم؟

    May I see that bangle?


    7- ممکنه یک گردنبند یشمی/ کهربایی به من نشان بدهید؟

    Can you show me a jade/amber necklace?


    8- ممکنه یک جفت گوشواره یاقوت ببینم؟

    Can I see a pair of sapphire earrings?


    9- ممکنه یک ساعت با روکش طلا به من نشان دهید؟

    Can you show me a gold-plated watch?


    10- ممکن است یک زنجیر طلای 22 عیار به من نشان دهید؟

    Could you show me a 22-carat gold chain?


    11- ممکن است یک سرویس گردنبند با گوشواره به من نشان دهید؟

    Could you show me a necklace with matching earring?


    12- ممکن است یک جفت گوشواره فیروزه به من نشان دهید؟

    Can you show me a pair of turquoise earrings?


    13- چیزی می خواهم که طلا/ نقره باشد.

    I’d like something in gold/ in silver.


    14- چیزی نمی خواهم که خیلی گران باشد.

    I don’t want anything too expensive.


    15- می خواهم یک گردنبند طلای 24 عیار بخرم.

    I would like to buy a 24-carat gold necklace.


    16- این انگشترها از طلای خالص ساخته شده اند.

    There rings are a made of pure gold.


    17- این طلای 22 عیار است.

    It’s 22-carat gold.


    18- این انگشتر از نقره ساخته شده است.

    This ring is made of silver.


    19- این گردنبند با طلای 22 عیار روکش شده است.

    This necklace is plated with 22-carat gold.


    20- در این دستبند زمرد به کار رفته است.

    This bracelet is set with emerald.


    21- می خواهم توی انگشتر طلایم یاقوت گذاشته شود.

    I want to have sapphire set in my gold ring.


    22- گوشوراه های حلقه ای را ترجیح می دهم.

    I prefer hoop earrings.


    23- این گوشواره ها جفتی 5 پوند است.

    These earrings are 5 a pair.


    24- این گوشواره ها خیلی کوچک هستند.

    These earrings are tiny.


    25- من گوشواره های کوچک را ترجیح می دهم چون دوست ندارم وقتی بیکارم با آنها بازی کنم.

    I prefer small earrings because I do not like to twiddle with them when I am free.


    26- یک زنجیر طلا دور گردنش بود.

    She had a gold chain around her neck.


    27- طلاجات زیادی می پوشد.

    She wears a lot of gold jewelry.


    28- معمولاً  یک دستبند مسی به مچ دارد.

    She usually wears a copper bracelet on her wrist.


    29- یک گردنبند مرجانی گردنش بود.

    She was wearing a coral necklace.


    30- برای یک گردنبند نقره 250 دلار خرج کرد.

    She plunked down 250 for a silver necklace.


    31- دستبند هایش جرینگ جرینگ می کرد.

    Her bracelets jangled on her wrist.


    32- از انگشتر جدیدم خوشت می آید؟

    Do you like my new ring? It’s real gold.


    33- ببین انگشتر طلایش چطور می درخشد.

    Look how her gold ring glitters/sparkles.


    34- یک گردنبند مروارید/ طلا/الماس می پوشد.

    She wears a pearl/ gold/ diamond necklace.


    35- می خواهم این گوشواره ها را بفروشم.

    I’d like to sell these earrings.


    36- می خواهم یک حلقه نامزدی بخرم.

    I’d like to buy an engagement ring.


مقالات دیگر...

  1. پنجره آیتم های مرتبط

تماس با ما

 خیابان آزادي ، خیابان استاد معين ، ابتداي خیابان طوس، نرسيده به 21 متري جي  پلاك 543


09121045868   66061948

         ایمیل :    این آدرس پست الکترونیک توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید